دكمه اي باش
دیدنی وگفتنی
خداوندا نه لوح و نه قلم بود
حروف آفرینش بی رقم بود
ارادت شد به حکمت تیز خامه
به نام عقل نامی کرد نامه
گمشده: قابل توجه پرنده، خزنده و چرنده! دکمه پیراهن بنـده، جعفر قلی تابنده ، معروف به جعفر دنده، اهلِ زرگنــده، در اثر خرخنـ ـده، پاره شده و کنــده...! بدین
وسیله ،بنده، از هر که شد یابنـده ،تقاضا دارم که آنرا تحویل نماید، به
همشیره یا بنــده. جایزه هم میدهیم؛ به هر که شد یابنده! راست میگم جون
شما. نگید که حرفاش چرنده. چاخان نیست، مملی هم شاهده؛ همون که قدش بلنده،
شبیه کله قنده و بچه مرنده. خلاصه، جایزه یادت نره! جایزه ای ارزنده (یا مسواک نفتیه، یا یک مرغ پر کنده!) قربان لطف شما
زنگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین می خواستم ... ! آخر شبا رفتگرا سوار
جاروهاشون بشن برن خونه ... ! موهات "فر" باشه ,
روش پیتزا بپزی ... ! خانواده مذهبی باشه اسم
دخترو بذاره سیندر الله ... :دی
«اگر خارج از ایران بودید،و با جملاتی این چنینی برخورد کردید، بدانید طرف مقابل ایرونیه!» He look me at left left ! :D چـ ـپ چـ ـپ نگاه می کنه!!! I die for your height and top ... :x قربونِ قـ ـد و بـ ـالات! Ate my head! :-O سرمـ ـو خورد! He has grown a tail ! :D دم درآورده! ... ! On my eyes ... :x
آه دردیده ی خونبارمن امشب شستشومیکند
غمهای دلم نوحه ی حسین را جستجومیکند
میخواهم گریه کنم درغربت شبهای ماه او
وین زبان لال بتکلم آمده گفتگومیکند
تاریک میشودپرده ی دیده ام درنگاه خورشیداو
شیونی ازتنوردل هامیکشد سوسومیکند
میروم بسوی کوچه های دلم تابشنوم
درویش یکتاپرستی ام راکه هرزمان هوهومیکند
درتنگنای حیرتم گرفته راه سوالهای بی جواب
پس کجاست پرستاری که ازمریض پرس وجومیکند؟
میسوزداین خیمه ی دل پرازآتشم ولی
بایادبیمارکربلافریادرادرسینه زده فرومیکند
آموزش مادرم راکه مراداددرس عاشقی
میرسدبه دادم امروزوحفظ آبرومیکند
دل میشودکباب ازغم هجردردانه های روزگار
شیرازه ی کتاب عشقم رقیه عموعمومیکند
بازازمشک دلم آب میچکد به دامان دردهای آتشین
خاموش نمیگردداین عطش دادازصبومیکند
تنبوروسازهای هیچ نغمه ای نمیدهدبه دل
آرامشی که درسنج عاشوراصحبت ازاومیکند
میشودمگرعاشقش بودوصدایش نکرد
اشکهای روضه ی حسین دست عشاق رومیکند
دستمال حربیاوریدوببندیدزخم زبان این دلم
خونی به دیده های خسته ی آرزومیکند
در تمامِ این سال ها ...
هیچ کس دلیل اشکـ و بغض مرا نفهمید ...
هیچ کس برای لمس تنهاییَم
قدمی بر نداشتـ ...
و من ...
تنها تر از همیشه
در خود میشِکنمــــ ...